پدر پيري دستش را روي شانه پسرش گذاشت و از او پرسيد

جستجوگر

درباره ما

پيوندهای سایت

    لينكي ثبت نشده است

خبر نامه

عضویت لغو عضویت

پیوندهای روزانه

    لينكي ثبت نشده است

آرشيو مطالب

    افراد آنلاين : 1
    بازديد امروز : 3
    بازديد ديروز : 0
    بازديد كل : 923

پدر پيري دستش را روي شانه پسرش گذاشت و از او پرسيد پدر پيري دستش را روي شانه پسرش گذاشت و از او پرسيد

پدر پيري دستش را روي شانه پسرش گذاشت و از او پرسيد:تو قوي تري يا من؟پسر گفت:من! پدر با كمي دلشكستگي دوباره پرسيد: تو قوي تري يا من؟ پسر گفت: من! پدر با دلي گرفته به ياد همه زحماتي كه براي پسرش كشيده بود دستش را از روي شانه پسر برداشت.

و دورتر شد دوباره پرسيد: تو قوي تري يا من؟ پسر گفت: شما!

 پدر پير با تعجب پرسيد: چرا نظرت عوض شد؟ پسرگفت: وقتي دست شما روي شانه هايم بود حس مي كردم يك كوه پشتيبان من است!!

بازدید : <~PostViwe~> | 1399/6/5  | ۰۳ | industry
برچسب:

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان